حال که دهه ها است در دوره مدیریت های مختلف از حل آلودگی هوای تهران عاجزیم و نمی توانیم در عمل از تجربه از دیگر شهرهای جهان در این زمینه استفاده کنیم دستکم در مواقع آلودگی شهر را تعطیل کنیم تا مردم قدرت انتخاب بین نفس کشیدن در هوای آلوده یا گریز به منطقه ای امن تر داشته باشند.

به گزارش “صدای زرند”، به نقل از عصر ایران، واقعیت این است که موضوع آلودگی هوا اگر روزی دستکم مساله ای ” نفس کشیدنی ” و نا محسوس بود و ذرات معلق و دیگر آلودگی های هوا به طور کمتر محسوس وارد ریه همه شهروندان تهران و برخی دیگر از شهرهای کشورمان می شد و آنها به تدریج و به مرور در اثر استنشاق دایم این مواد آلاینده هوا بیمار شده و یا می مردند، امروز آلودگی هوا علاوه بر آن، تبدیل به “عینیت” و مساله ای قابل رویت شده است و همه علاوه بر اینکه آن را نفس می کشند حتی به چشم خود می بینند ذرات معلق، گردوغبار و دود مه آلود ناشی از چرخیدن چرخ میلیون ها خودرو و صدها هزار خودروی به شدت فرسوده و آلاینده که بنا به آمارها 700 هزار دستگاه از این نوع خودروها که باید به صورت اورژانسی از چرخه تردد شهری و بین شهری خارج و اسقاط شوند، هنوز در شهرهای ما تردد می کنند و هر کدام از این خودرو ها به اندازه 30 خودروی استاندارد آلودگی تولید می کنند… بماند و بگذریم..

دیشب یک دختر دبیرستانی ساکن شهرک غرب تهران از نگارنده خواهش کرد تا مطلبی درباره آلودگی هوای تهران بنویسم. البته مدت ها بود قصد این کار بود و البته چند مطلب نیز در طی سال های گذشته درباره این موضع به رشته تحریر درآمده است.

دختر نوجوان به کنایه از نگارنده پرسید: ” مگر ریه های ما فیلتر دارند یا ما آب شش داریم که فقط مدارس ابتدایی و مهد کودک ها تعطیل می شود؟ مگر ما آدم نیستیم ؟” خواسته او این بود که دستکم در چنین روزهای بحرانی از آلودگی هوا همه مدارس تعطیل شوند که البته خواسته غیر منطقی هم نیست..

پدرش نیز از من خواست تا از نمای ساختمان محل سکونت آنها آلودگی هوا را مشاهده کنم و هم عقیده با دخترش از من می خواست در این باره بنویسیم و به مسئولان هشدار دهیم و از آنها بخواهیم فکری ریشه ای به حال مرگ تدریجی مردم تهران ، اهواز، مشهد و… کنند.

به او توضیح دادم محل کار خودم در یکی از آلوده ترین نقاط مرکز شهر تهران است و او نیز گفت دفتر کارش در نزدیکی همین محل است و خلاصه همسایه از آب درآمدیم و..

رفع آلودگی هوا و یافتن راه حل هایی دستکم برای تخفیف این آلودگی، امروز یک نیاز فوری و ملی است چون با زندگانی و مرگ شهروندان سروکار دارد. همه ما شهروندان تهران و دیگر شهرهایی که حال و روزشان بدتر از تهران است از یک هوا تنفس می کنیم و تاثیرات منفی آلودگی هوا چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا و مذهبی و غیر مذهبی ، سفید و سیاه و…نمی شناسدو تنها محل کار و زندگی می تواند میزانی از تاثیرات منفی آن بر روی اشخاص را کم یا زیاد کند.

آنچه به رشته تحریر آمد همه موضوعاتی تکراری اند که تا کنون صدها و هزاران بار گفته و نوشته شده است، اما هر سال همزمان با آغاز فصل سرد سال شاهد پدیده وارونگی هوا و افزایش گردو غبار به همراه گازهای همیشگی گلخانه ای هستیم که ترکیب این سه پدیده نا مبارک ، یک هوای” بسیار بسیار آلوده و بیماری زا” را وارد ریه ها می کند که نتایج آن فاجعه آمیز بوده است و متاسفانه همچنان خواهد بود.

به نظرمی رسدباید فکری ریشه ای شود و ادامه بی متولی ماندن حل ریشه ای موضوع آلودگی هوای تهران و شهرهای بزرگ بدین شکلی که در دهه های گذشته بوده است، به جز کشتن بیشتر شهروندان کشورمان نتیجه دیگی در بر نخواهد داشت.
باید هر چه سریع تر فکری برای تردد آن 700 هزار خودروی بیش از حد فرسوده کرد و تردد آنها را متوقف کرد.

چه توجیهی در این مساله است که با وجود آلودگی این چنینی هوا ، آلودگی ناشی از تردد 700 هزار خودروی “فوق فرسوده” معادل با آلودگی تردد 21 میلیون خودرو باشد!
بایدهر چه سریع تر این خودروها متوقف شوند چه از سوی دولت و چه از سوی نهادها و انجمن های مردمی که باید شکل بگیرند تا دستکم کمکی به موضوع رفع آلودگی هوا کنند.

واقعیت این است که یکی ازدلایلی که آلودگی هوای تهران و برخی دیگر از شهرهای کشورمان سال به سال بد و بدتر می شود این است که مساله آلودگی هوا متولی و مسئول خاصی ندارد و در عین حال دهها دستگاه و مسئول در این زمینه تصمیم می گیرند.

کمیته اضطراری رفع آلودگی هوا تنها و تنها بر اساس شرایط هوا برای تعطیل کردن این یا آن دستگاه و اداره و اقدامات موقت به منظور کاستن از دامنه تبعات آلودگی تصمیم می گیرد

و کجاست کمیته یا نهاد یا دستگاهی که مسئول کاهش آلودگی هوا در یک برنامه مشخص زمان بندی است و مسئول مشخصی دارد و موظف است آلودگی هوای شهرهایی چون تهران و اهواز را به طور مثال در یک بازه زمانی 5 ساله از “N” میزان روز آلوده در سال به ” N-X” روز برساند؟ و در صورتی که موفق به این کار نشود از سوی نهادهای مسئول مورد بازخواست قرار بگیرد؟

به نظرمی رسد مادامی که چنین نهادی شکل نگیرد و مساله آلودگی هوا و جان شهروندان مهم تر از هر مساله دیگری در تصمیم گیریها و سیاست گذاری ها لحاظ نشود ما همچنان شاهد مرگ تدریجی و حتی روزانه و بیمار شدن تدریجی عزیزان مان در اثر استنشاق این هوای آلوده خواهیم بود …

و در نهایت به سخن آن دختر نوجوان باز می گردیم: آیا دیگر دانش آموزان به جز مهد کودک ها و دبستان ها در این هوای آلوده نفس نمی کشند و در معرض آسیب های ناشی از استنشاق سموم و غبار کشنده و سیال در هوای تهران و دیگر شهرها نیستند؟ چرا در مواقع بحرانی آلودگی تنها مهد ها و دبستان ها تعطیل می شوند؟

در چنین کشوری که عقل جمعی دهه ها است از یافتن راهکاری قابل اعمال برای حل بحران آلودگی هوا عاجز مانده است، دستکم گشاده دستی در شمول تعطیل کردن مدارس اقدامی است که به صواب نزدیک تر است ، حال که دهه ها است در دوره مدیریت های مختلف از حل آلودگی هوای تهران عاجزیم و نمی توانیم در عمل از تجربه از دیگر شهرهای جهان در این زمینه استفاده کنیم دستکم در مواقع آلودگی شهر را تعطیل کنیم تا مردم قدرت انتخاب بین نفس کشیدن در هوای آلوده یا گریز به منطقه ای امن تر داشته باشند.
در شرایط اضطراری آلودگی هوا، کار کردن در شهری که نفس کشیدن در آن در حکم مرگ تدریجی است، چه مزیتی برای شهروندان دارد؟