معلمی در جغرافیای اندیشه ی ما (بچه های دهه پنجاه) شغلیست که اهمیتش، سنجاق شده با کار انبیاست. ولی از نظر دست مزد نصف حقوق یک کارگر (نخوانید افغانی) هم از این کارشریف، و مورد تکریم معصومین و بزرگان دین، عایدش نمی شود. با همه این نامهربانی ها، شرافتمندانه و بدون یک ذره چشم داشت؛ با این اندیشه که تعلیم وتعلم از عبادات است می کوشد تا در راه انسان سازی، یک گام هم سست نشود. دانش آموزان نیز همان آینده سازانی هستند که سرمایه های واقعی یک جامعه هدف محسوب می شوند.

صدای زرند

به گزارش “صدای زرند”، شهرستان زرند از جمله مراکزیست که حوزه کاری معلمان آن در مناطق محروم، منجمله منطقه سربنان تعریف شده. این منطقه تا شهرستان زرند 55کیلومتر فاصله دارد؛ مضاف بر آن راه شوسه آن ازاستانداردهای لازم برخوردار نیست؛ اگرچه چندیست از طرف مسئولان راه سازی مورد توجه قرارگرفته.

خانم… یکی از معلمان این منطقه می گوید: وضعیت اقتصادی همه معلمان با این گرانی بغرنج است ولی معلمان مقطع ابتدایی، ظلمی مضاعف بر آنها تحمیل شده. به علت نبود دانش آموز کافی کلاس های این مقطعه چند پایه است که این برای معلمان بسیار مشکل است؛ هم از نظر درس دادن هم از نظر جواب گو بودن به اولیای دانش آموزان. مسئولان چگونه توقع دارند که سطح آموزشی این مدارس ارتقا یابد؛ وقتی معلم حتی وقت سر خواراندن در کلاس ندارد. این مسئله مطمئناً بر سطح آموزش دانش آموزان این منطقه تاثیر خواهد گذاشت.

وی در ادامه می گوید: هزینه یک ماه سرویس ایاب و ذهاب برای معلمان از 90تا 130هزار تومان، با محاسبه فاصله روستاها تا شهر زرند می باشد. باتوجه به تورم موجود باری مضاعف است بر دوششان است. اکثر معلمان از این بابت نگرانند. وسوال گونه ادامه می دهد؛ چرا اداره آموزش و پرورش تدابیری در این زمینه نمی اندیشد.

خانم… یکی دیگر از معلمان می گوید: مسئولان هم توجه به این مناطق و معلمانش ندارند و در ادامه می گوید: سال گذشته یکی از مسئولان شهر برای سرکشی به مدرسه ما آمد وقتی مشکل سرویس و کرایه ها را بیان کردیم، گفتند: مقیم شوید. گفتم: ما تمام زندگیمان در زرند است و همسرانمان آنجا کار می کنند. بچه هایمان به مدرسه می روند. اینجا هم به خاطر نبود امکانات مردم خود این روستاها در حال مهاجرت هستند. دلیلش همین می شود که دانش آموز کم است. گفتند: شما خودتان مقیم شوید؛ که یکی از همکاران به شوخی گفت: می ترسیم بعداز یک هفته که به منزل برویم، شوهرانمان یکی دیگر را مقیم جای ما کنند. و ادامه می دهد، متاسفانه مسئولان به جای حل مشکلات صورت مسئله را پاک می کنند.

آقای رحمانی از اهالی روستای ده احمدی سربنان می گوید: مدرسه شریعتی این روستا با داشتن 6کلاس درس تنها با دو معلم در حال فعالیت است تازه یکی از آموزگاران آن سرباز معلم است. وقتی پیگیری این موضوع شدیم، گفتند: طبق دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی تا 30نفر یک معاون می دهیم و یک آموزگار.

علی زعیم باشی یکی از اهالی روستای ختم سربنان می گوید: متاسفانه امکانات مدرسه این روستا بسیار ناچیز است و کمک های مردمی هم جواب گوی نیست؛ چرا که درآمد مردم این منطقه و دیگر روستاها با آب گره خورده و با خشکسالی های اخیر این درآمد به شدت کاهش یافته است.

وی در ادامه می گوید: بچه های ما در این منطقه که کوهستانی و سرد است حتی یک وسیله گرمایشی مناسب ندارند مدرسه این روستا بعد از زلزله ساخته شده و دارای امکانات بالقوه ای چون شوفاژخانه است ولی به خاطر داشتن بار مالی هنوز این سیستم راه اندازی نشده. پیمان کاراین مدرسه این ساختمان را به صورت ناقص تحویل آموزش و پرورش داده، این مدرسه حتی یخچال و آب سرد کن برای دانش آموزان ندارد. ازقول ستاد نوسازی مدارس می گوید: مدارس نوساز از کلیه امکانات برخوردارند ولی ما در این مدرسه چیزی ندیدیم!!!

خانم همتی مادر یکی از دانش آموزان مدرسه قسط عیسی آباد می گوید: ما چندین باراز طرف اداره پی گیر مشکلات بچه های محصل خود شدیم ولی تنها آقایان به ما قول دادن؛ مثلا گفتند: مدارس به صورت مجتمع اداره می شود!! ولی وقتی از آموزگاران در این زمینه سئوال می کنیم، می گویند: حتی برای نقد کردن فاکتوری که معلمان می آورند مشکل وجود دارد تا برسد به تجهیز کردن مدارس. این مدارس حتی سرویس بهداشتی مناسب ندارند.

یکی از محصلین روستای قدروئیه که حالا در دانشگاه مشغول تحصیل است، می گوید: دوران ابتدایی، معلمی داشتیم که به خاطر مسافت طولانی تقریباً ساعت 9 می آید و 11:30 برمی گشت وقتی والدینمان به ایشان معترض می شدند می گفت: به من چیزی اضافه تر نمی دهند من اگر 11:30 هم حرکت کنم به علت خرابی راه -خاکی بودن- تقریباَ همراه دیگر معلمان به منزل می رسم آقای ضیائی ادامه می دهد، واقعاً آموزش و پرورش اگر دلش برای دانش آموزان این منطقه محروم می سوزد باید فکر اساسی بکنید.

ریس یکی از مدارس می گوید: من برای گرفتن امکانات هر روز با اداره در ارتباطم ولی نتیجه ای حاصل نمی شود می ترسم مدرسه ما شود “شین آباد” بعدی. چراغ های علاءالدین!!!! و بخاری های که دراین مدرسه و دیگر مدارس استفاده می شود از ابتدایی ترین استاندارها نیز برخوردار نیستند و در اکثر مواقع شروع می کنند به دود کردن و… خود ما به خاطر سردی هوا در دفتر مدرسه مجبوریم بخاری برقی روشن کنیم که هزینه ای انرژی آن را اگر چه اداره می پردازد ولی بالاست؛ اگردیگر مدارس نیز مثل ما اجباراً مجبور به استفاده از برق باشند، اداره هزینه های هنگفتی می پردازد که می توان با کمی مدیریت، مشکل گرمایش مدارس را به طوراساسی حل کرد.

یکی از کارشناسان آموزش وپرورش می گوید: بنا بود این مدارس به صورت “روستا مرکزی” اداره شوند یعنی تجمع دانش آموزان چند روستا در یک مدرسه، ولی اهالی این روستاها با این طرح موافقت نکردند. وقتی دلیل این مخالفت را جویا می شویم، می گویند: مشکل ایاب وذهاب بچه ها است. چند نفر دیگر می گویند: آموزش وپرورش باید در تابستان با گذاشتن جلسات توجیهی مردم را قانع کنند ولی آقایان اول مهر که می رسد تلگرافی از مردم می خواهند که به این درخواست تن دهند، مردم نیز با توجه به نداشتن اطلاعات کافی در باره این طرح با آن مخالفت می کنند.

با تمام این طول و تفسیرها باید مسئولان شهرستان نسبت به دانش آموزان این مناطق و دهها معلمی که در آنجا مشغول فعالیتند، مسئولیت پذیرتر باشند. حسین خنجری از اهالی روستای ده شیخ می گوید: یادمان باشد، این مناطق به اصطلاح محروم، همیشه خاستگاه انسانهای بزرگ در استان، شهرستان و حتی کشور می باشد. سردار شید سپاه اسلام شهید محمد حسینی نژاد، جناب آقای حسین امیری خامکانی نماینده پارلمان (روستای پدری)، احمد سعیدی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان، جناب آقای حبیب ا… خنجری رئیس شورای شهرزرند، جناب سرهنگ علی کاظمی جانشین فرمانده نیروی انتظامی استان کرمان، جناب آقای حسن رحمانی مدیر کل اداره کار و اموراجتمائی استان کرمان، دکتر منصور اثنی عشری پزشک توانمند کشورمان و دهها شخصیت شریف و ارزشمند دیگر.

انتهای پیام/

………………………………………

گزارش: حسن ضیاءالدینی

چاپ شده در نشریه  آینده ما

………………………………………