SedayeZarand.IRمی گویند خاک زرند دامن گیر است. لااقل برای محمود رجایی خراسانی؛ پدر دکتر سعیدرجایی خراسانی مصداق پیدا کرد. او که برای سرشماری نفوس از مشهد به زرند آمده بود ولی برای همیشه در این دیار سکنا گزید. محمود خان با مزدوج شدن با دختر خوانده ی رضا جعفرزاده مشهور به “رضا جعفر” در روستای بهاءآباد زرند تشکیل خانواده  داد و حاصل این ازدواج تولد 5 فرزند، 2 پسر و 3 دختر بود. دخترها شوهر کردند. اما پسرها با ادامه تحصیل به مدارج بالای علمی رسیدند.

احمد راهی آمریکا شد و فوق تخصصی خود را در رشته قلب گرفت. بعد از چند سالی که آنجا بود؛ عزم وطن کرد. به کرمان آمد. ولی چون زمینه را برای فعالیت خود مساعد ندید راهی سرزمین اجدادی خود گشت. ایشان دبیر چهارمین جشنواره ی بین المللی قلب و عروق در شهریورماه 1390 در مشهد بود.

سعید مدرک لیسانس خود را سال ۱۳۳۹ در رشته فلسفه از دانشگاه تهران دریافت کرد. با ازدواج با دختر قاسم آقا هنرمند زرندی در آغاز دهه ی ۱۳۴۰ خورشیدی در دبیرستان‌های کرمان مشغول به تدریس شد. سپس راهی لبنان شد و در سال ۱۳۴۶ از دانشگاه آمریکایی بیروت موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه آموزش و پرورش شد و مدرک دکترای فلسفه را سال ۱۳۵۵ از دانشگاه درهام انگستان دریافت کرد. در بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۸ ابتدا در دانشگاه کرمان مشغول به کار شد و سپس فعالیت های اجرایی چون معاون اداره کل امور بین الملل دانشگاه تبریز، معاون دانشگاه تبریز، ریاست دانشگاه کرمان، مدیر رادیو ایران، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل به مدت هفت سال، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره های سوم و چهارم و مشاور عالی وزیر امور خارجه را در کارنامه خود دارد.

نوشتن از مردی که در دوران پر فراز و نشیب کشور، جنگ ایران وعراق، در سازمان ملل حضور داشت و پا به پای نظامیان در جبهه، در سنگر دیپلماسی کشور در نیویورک با دوشمنان روبروبود. ادای دین کردن به تمام مجاهدانیست که برای سرافرازی ایران؛ این مرز پر گهر، عمری را به سر برده اند مردی که طعنه دوستان و تهدید دشمنان خللی بر اراده ی آهنینش وارد نیاورد و حقانیتشان بعد از چند دهه چون خورشید بر تارک اند یشه های مردان به ژنو رفته به اثبات رسید.

سعید رجایی همیشه انسانی اهل منطق بود. مردی که از دیدگاه “جاوید قربان اوغلی” مدیر کل پیشین آفریقای وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در آفریقای جنوبی، پلی بین فضای آکادمیک و فضای دیپلماتیک بود (هفته نامه آسمان، شماره 66) فضایی که اگر در 8سال دوران احمدی نژاد حاکم بود خیلی از این به اصطلاح کاغذ پارها برایمان پیچیده نمی شد. آقای بهشتی پور (خبرنگار صدا وسیما) در مصاحبه با پایگاه خبری فردانیوز می گوید: در جواب- مصاحبه با گروه تحقیق و تفسیر برون مرزی صدا وسیما- یکی از جواب های ایشان گفتم: شما چگونه از ما انتظار دارید در برابر زیاده خواهی دشمن مماشات کنیم و در تحلیل ها و تفسیرهای خود با آنها از نگاه مقابله حق در برابر باطل وارد نشویم؟ مرحوم رجایی خراسانی با نگاهی پدرانه و دردمندانه این جوان 22 ساله خام اندیش ان روز را خطاب قرار داد که پسرم من هم معتقد هستم امروز ایران در برابر یک جهان مقاومت می کند و جنگ ما با صدام و یارانش در بین کشورهای زورگو ی جهان است. اما ما در تبلیغات و دیپلماسی خود نباید به گونه ای عمل کنیم که دشمنان خود را متحد کنیم. درست برعکس ما با آنکه می دانیم آنها در دشمنی با ایران با هم متحد شدند باید رفتار خود را چه در صحنه تبلیغات رسانه ای و چه در صحنه دیپلماسی به گونه ای تنظیم کنیم که بین دشمنان ما بر سر دشمنی با ایران اختلاف نظر ایجاد شود.

و شاید برای همین بود که دکتر محمدجواد ظریف؛ وزیر امور خارجه کشورمان درپیام تسلیت خود می گوید: خبردرگذشت جناب دکتر سعید رجایی خراسانی که در دوران پرتلاطم جنگ تحمیلی در میدان نبرد دیپلماتیک از حقوق ملت شریف ایران و مواضع جمهوری اسلامی ایران به شایستگی دفاع کردند؛ موجب تاثر و تالم گردید (هفته نامه آینده ما، شماره476).

دکتر سعید رجایی در دوران مسئولیت خود و چه در زمان بازنشستگی از وزارت امور خارجه دوران پر فراز ونشیبی داشتند. اواخر دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد همزمان با خروج کامل جناح چپ از عرصه قدرت، علاقه به رابطه با امریکا دوباره احیا شد. آیت ا…هاشمی رفسنجانی چنین می نویسد: از گزارش‌ها برمی‌آید غربی‌ها از انتخاب [حضرت] آیت‌الله خامنه‌ای خوشحالند و امیدوارند که اعتدال حاکم باشد و رادیکال‌ها منزوی شوند. (سایت آیت ا…هاشمی رفسنجانی به نقل از کتاب بازسازی وسازندگی) واین ماموریت نیز بر عهده ی مرد اول ایران در آمریکا؛ سعید رجایی خراسانی بود.

به همین دلیل ایشان اولین روابط برقراری، روابط دیپلماتیک ایران وآمریکا لقب گرفت. به واسطه این امر بود که متهم به پسر بد در چشم بعضی رسانه های آن زمان، خوانده شد. اگر چه در رسانه های دهه شصت از قول ایشان نوشته بودند: رجایی خراسانی صراحتاً به تسخیر سفارت (لانه جاسوسی) حمله کرد و حمایت مسوولان نظام از فتح لانه جاسوسی را بدآموزی اخلاقی خوانده بود. یا در سال 68 که علیه رابطه با آمریکا، مردم راهپیمایی کرده بودند. از ایشان نقل شده بود که علیه آن راهپیمایی، مقاله ای نوشته و از جوانانی که در آن راهپیمایی شرکت کرده بودند؛ جوانانی نام برده بود که تربیت اخلاقی ندارند و راهپیمایی را محکوم کرده بود.

هر چند ایشان در مصاحبه ای که در تاریخ 2 آذر 81 روی سایت جام جم وابسته به روزنامه جام جم تحت مدیریت صدا وسیما رفت این موارد را رد کرده و گفتند: چرا ما با بقیه کشورها باید رابطه داشته باشیم؛ چرا با فرانسه، بلژیک، ژاپن و هند رابطه داریم. این چراها را کنار یکدیگر بگذارید بعد بگویید که آمریکا هیچ یک از مشخصات اینها را ندارد… واقعا برای شما ماداگاسکار بهتر است یا آمریکا؛ لیبی بهتر است یا آمریکا؛ ما اگر با آمریکا رابطه داشته باشیم، مجبور نیستیم برای گرفتن ویزای آمریکا، 15روز در سوئیس باشیم. ما اگر با آمریکا رابطه نداشته باشیم، آمریکا چون عضو دائمی شورای امنیت است، در مسائلی که ما منافع خاص داریم با ما مخالفت نمی کند. و در آخر گفته بود. تا روزنامه نگارها درست فکر نکنند، اطلاعات درست به مردم نمی دهند. البته شماها که سخنگوی مردم نیستید. بروید یک آماری بگیرید، بعد تشریف بیاورید اینجا. (جام جم : شماره خبر: 100004204623) به قول احمد شیرزاد (نماینده اصفهان در مجلس ششم) پیشنهاد ایشان برای مذاکره با آمریکا مربوط به سالیانی است که بحث مذاکره با آمریکا هم تابو بود، در حالی که الان خود رابطه با آمریکا هم از تابو بودن در آمده، چه برسد به مذاکره با آمریکا (مجله آسمان).

سعید رجائی خراسانی در خاطرات آیت ا…هاشمی رفسنجانی زیاد به چشم می خورد. مثلاً؛ آقای رجائی خراسانی نماینده دائم ایران نزد سازمان ملل، آمد. با سفر رئیس جمهور به سازمان ملل اظهار مخالفت کرد و در مورد مصاحبه‌های من انتقاداتی داشت و برای سیاست تبلیغاتی در سازمان ملل مشورت کرد (سایت رسمی آیت ا…هاشمی رفسنجانی، برگرفته ازکتاب دفاع وسیاست).

ایشان در سال 88 هم مصاحبه ای با شبکه جهانی انگلیس BBC داشت که واکنش های زیادی به همراه داشت که بعد از آن تصمیم گرفت برای هیشه روزه سکوت بگیرد. او در اردیبهشت سال ۱۳۸۸ به بی بی سی گفته بود “شکل اداره کشور در این دوران [جنگ] نسبت به امروز تفاوت های عمده داشت”. به گفته آقای رجایی خراسانی، نقش ریاست جمهوری در این دوره بیشتر یک نقش تشریفاتی و صوری بود اما گاهی وظایف رئیس جمهوری و نخست وزیر به شکلی به یکدیگر گره می خورد که اداره کشور را با مشکلاتی رو به رو می کرد.

مردی که به گفته علاءالدین بروجردی -رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم- همواره دغدغه منافع ملی داشت. عاقبت بعد ازدوماه بستری شدن به دلیل حادثه تصادف، در بیمارستان های باهنر، مهرگان و شفا در20 آبان، چهره در نقاب خاک کشید. فرزند روستای بهاءآباد زرند، زمانی چشم از دنیا فروبست که بار دیگر بحث از مذاکره با آمریکا مطرح شد او که بعد از انقلاب در این زمینه خط شکن بود این فرصت را نیافت تا دست دادن جواد ظریف وجان کری را دررسانه ای ملی را به نظاره بنشیند. از ایشان 3پسر به یادگار مانده است. روحش قرین رحمت واسعه خداوند باشد.

حسن ضیاءالدینی (چاپ شده در هفته نامه آینده ما، شماره 479)

بازنشر: صدای زرند